الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

31

علل الشرايع ( فارسي )

ه : چرا دنيا را دنيا خوانده‌اند ؟ و : براى چه آخرت را آخرت مىگويند ؟ ز : وجه ناميدن حضرت آدم به آدم و حوّا به حوّا چيست ؟ ح : چرا به درهم ، درهم گفته شده و دينار به اين نام موسوم شده است ؟ ط : چرا به اسب « اجد « 1 » » و به قاطر « عد « 2 » » و به درازگوش « حرّ « 3 » » گفته‌اند ؟ على عليه السّلام در جواب فرمودند : الف : كره زمين روى دوش فرشته اى است و دو پاى آن فرشته روى سنگى و سنگ بر شاخ گاوى بوده و چهار دست و پاى گاو بر پشت ماهى كه در درياى اسفل مىباشد قرار دارد و دريا روى ظلمت و ظلمت و تاريكى بر عقيم و عقيم بر ثرى استوار است و كسى غير از خداوند عزّ و جلّ از زير ثرى مطَّلع نيست . ب و ج : هر گاه نطفه مرد و زودتر از نطفهء زن خارج شده و در رحم قرار گيرد البته فرزند به عمو و عمّه ها شبيه مىگردد و منشأ پيدايش استخوان و رگ همين نطفه مىباشد و در صورتى كه نطفهء زن پيش از نطفهء مرد بيرون آمده و زودتر در رحم وارد گردد فرزند به دايى و خاله ها شبيه مىشود و منشأ پيدايش موى و پوست و گوشت اين نطفه مىباشد چه آن كه نطفهء زن زرد و رقيق است . د : و آسمان را از اين جهت آسمان ناميده‌اند كه چون وسم « 4 » و معدن آب مىباشد . ه : و دنيا را به خاطر آن دنيا گفته‌اند كه از هر چيزى پستتر مىباشد . و : و آخرت را ، آخرت خوانند زيرا در آن پاداش و ثواب مىباشد . « 5 » ز : و جهت ناميدن آدم ، به آدم اين است كه آن جناب از صفحه روى زمين آفريده شده و شرح و توضيح آن چنين است : حقّ تعالى جبرئيل عليه السّلام را برانگيخت ، ابتداء او را مأمور ساخت كه از روى زمين

--> « 1 » - اجد ، به كسر همزه و جيم « 2 » - عد ، به كسر عين و سكون دال « 3 » - حرّ ، به فتح حاء و تشديد راء مكسوره « 4 » - وسم ، به فتح واو و سكون سين در اين روايت به معناى موسم كه اسم مكان است بوده و قرينه بر آن تفسيرش به معدن مىباشد و مقصود از آن محل گرد آمدن مىباشد چنانچه در اقرب الموارد اين معنا را براى آن ذكر كرده است . « 5 » - چون پاداش و اجرت را معمولا در پايان كار مىدهند و حقّ تعالى نيز ثواب و اجر بندگان را در جهان باقى مىدهد از اين رو اين جهان را عالم آخرت ناميده‌اند .